اعتیاد به کار و عواقب آن | دیجی طور
Ultimate magazine theme for WordPress.

اعتیاد به کار و عواقب آن

اعتیاد به کار

در زمان های قدیم خوره ی کار بودن ، نشانه افتخار بود. خوشبختانه ، پیامدهای طاقت فرسای کارکردن برای ساعات طولانی ، برای همه بدیهی است. عده زیادی سخت کار کردن را دوست دارند و اما همین کار بیش از حد باعث افزایش استرس ، کم خوابی و عدم توانایی در برقراری ارتباط و همکاری و خلاقیت می شود. متاسفانه معتاد به کار بودن با ساعت های زیادی کارکردن ، مرتبط نیست. با توجه به تحقیقات جدید ، با اعتیاد به کار شاهد عواقب منفی ذهنی و فیزیکی خواهید بود. سعی کنید نسبت به اکثریت افراد اطراف خود ساعات کاری کمتری داشته باشید. اگر ساعات کم کاری باعث کاهش استرس در محل کارتان نشود ؟ پس چه چیزی در انتظارتان است؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید معنای دقیق اعتیاد به کار را موشکافی کنیم و اینکه برای شخص تا چه حد میتواند خطرناک باشد .آیا در حد وسواس ، سخت کار میکنید؟

یک معتاد به کار با کسی که ساعات زیادی کار میکند متفاوت است

اصطلاح “معتاد به کار” توسط یک دکتر روانشناس به نام Wayne E. Oates در سال 1968 ، برای شخصی که ” نیاز غیر قابل کنترل به کار بی وقفه” داشت، ابداع گردید.Oates رابطه این افراد با کار را همانند اعتیاد به الکل و سوء مصرف مواد ، عنوان نمود. علی رغم اینکه واژه اعتیاد  کار ، بخشی از فرهنگ ما از 50 سال پیش است، هیچ تعریف پزشکی برای آن وجود ندارد.

روانشناس Robinson   Bryan اعتیاد به کار را به عنوان ” ساده ترین مشکل سلامت ذهن ” از بقیه مشکلات ، عنوان کرده است. اما در واقع Oates معتقد است که نشانه های فرد معتاد به کار می تواند شبیه سوال وجوابهایی درباره ی ” بدترین خصوصیات” باشد. چیزی شبیه اینها

  • یک کشش اجباری برای انجام کار سخت
  • تفکر مداوم درباره ی کار
  • زمانی که کاری برای انجام ندارد بی قرارند و احساس گناه میکنند.

بله تمام اینها می تواند نشانه ای برای شخصی که درگیر کار خود شده و همچنین نشانه ی اوقات پر استرس و شلوغ فرد باشد.

معتادان به کار در رابطه با کار خود خیلی پرشور نیستند.

پس چه چیزی فرد معتاد را از یک کارمند پرشور و سخت کوش متمایز می سازد؟ چگونه می توانید تشخیص دهید که با یک لحظه پراسترس کاری طرفید یا اینکه یک معتاد کار تمام عیار هستید و به کمک احتیاج دارید؟

معضل معمول افراد خوره کار، همین پرشوری و احساساتی بودن است. متاسفانه این گفته محبوب مشاوران و والدین در جهان ” شغل محبوبت را پیدا کن و هر روز زندگی خود را کار کن” به واقعیات اعتیاد به کار توجهی نمی کنند. بسیاری از معتادان کار از عادت های بد خود آگاه هستند اما هیچ اقدامی برای رفع آن انجام نمی دهند. همانطور که در “راهنمای غلبه بر کمال گرایی” عنوان کردیم، عادت های معتادان به کار از نتایج مثبت  سالهایی از زندگیشان ، تقویت شده است. آنها برای گرفتن ترفیع و بالا بردن شناخت ، به طور وسواس گونه ای کار می کنند. اما در نهایت نمی توانند به انتظارات خود پاسخ دهند و یا پاداشی دریافت کنند. اینجاست که مسئله واقعی معتاد به کار شدن آغاز میشود. کارشناس phd معتادان به کار Brbara Killinger در نشریه Psychology today نوشته است که کار به عنوان بخش جدایی ناپذیر از هویت ما تبدیل شده ، تا جایی که تبدیل به یک خوره کار می شویم و وقتی برای گذراندن با دوستان یا با کسی که دوستش داریم ، اهداف شخصی و سرگرمی هایمان نداریم. “این افراد مشخص پر انرژی و به ندرت آرام ، به خواب کمی احتیاج دارند و از این شیوه زندگی احساس غرور میکنند”

چگونه رمز فایل زیپ را بشکنیم

گوشی سامسونگ S10 اصلی و تقلبی را چطور تشخیص دهیم

معتاد کار نمی تواند از روز کاری خود جدا شود.

به احتمال زیاد مشخصه بارز اعتیاد به کار ، ناتوانی در جدا شدن از روز کاری است. بیشتر درگیری های ذهنی آنها کارشان، وظایفشان و استرس های روز کاریشان است. در یک تحقیق گزارش شده ، آنهایی که نمی توانند از کار خود جدا شوند ، بدون در نظر گرفتن ساعات کاریشان، نیاز بیشتری به بهبودی و مشکلات زیاد خواب ، بدبینی بیشتر ، خستگی روحی بیشتر و احساس افسردگی بیشتری دارند.

استرس در اکثر مشاغل امری اجتناب ناپذیر است. علی رغم اینکه افراد در لحظاتی خاص احساس استرس دارند، معتادان کار در تمام وقت خود این حس را دارند.اگر برای مدت طولانی استرس داشته باشید ، بدن شما خود را بر اساس همان رده از استرس تطبیق می دهد.

معتادان کار از وظایف خود کمتر لذت می برند و کمتر درگیرشان میشوند.

ممکن است تصور کنید شما یک معتاد به کار هستید و باید کاری را که انجام میدهید دوست داشته باشید. اما به طرز عجیبی عکس این واقعیت صحیح است. در حقیقت معتادان کار احساس می کنند مجبور به کار هستند. به بیان دیگر باید کار کنند حتی اگر نمی خواهند. طبق تحقیق دکتر Malisa Clark  که در Fast Company منتشر کرده بود ” کسانی که سخت کار میکنند ذهن آنها درگیر جنبه های مثبت کار میشود و شاید معتاد کار نباشند” آنها به این دلیل مشغول کارند که ذاتا برایشان لذت بخش است و واقعا از آن لذت می برند. معتادان کار تمایل دارند درگیر کار خود شوند و در واقع می تواند برایشان مفید باشد. در یک مطالعه ، معتادان کار از خانواده و همکارانشان حمایت بیشتری می کنند در مهارتهای مدیریت زمان و ارتباطات بیشتر موفقند و انگیزه های درونی بیشتر برای کار دارند.

اگر یک معتاد کار باشید چه حسی دارید؟ ( و درخواست کمک داشته باشید)

همه ما دوره هایی را که در آن باید ساعت های زیادی کار کنیم و استرس کاری زیادی داشته ایم . پس چگونه از تمایل کوتاه مدت به اعتیاد کار به رفتار وسواس گونه ، جلوگیری کنیم؟

یکی از راه های مورد استفاده ، مسابقه  هفت سوال است که توسط محققان نروژی به نام Bergen Work Addiction Scale تهیه شده است. هر یک از سوالات زیر را به عنوان کاری که انجام میدهید ، پاسخ دهید: هرگز، به ندرت، گاهی اوقات، اغلب، همیشه .

  • می توانید زمان بیشتری برای کار آزاد کنید.
  • بیشتر از آنچه که در نظر گرفته شده ، زمان برای کار صرف می کنید.
  • برای کاهش احساس گناه ، اضطراب و بی نظمی و افسردگی کار میکنید.
  • با توجه به گوشزد دیگران برای قطع کار ، به کار خود ادامه میدهند.
  • اگر از کار کردن منع شوید، دچار استرس می شوید.
  • به خاطر کار ، سرگرمی ها، فعالیت های اوقات فراغت و ورزش را به تعویق می اندازید.

انقدر زیاد کار می کنید که بر سلامتتان تاثیر منفی می گذارد.

اگر شما حداقل به چهار مورد از هفت مورد ، پاسخ ” اغلب” یا ” همیشه” بدهید، شما هم یک معتاد به کار یا در خطر جدی تبدیل شدن به آن هستید.

برنامه سه گانه برای جهش به زمان قبل اعتیاد به کار

در حالی که پاسخ آسانی برای اعتیاد به کار وجود ندارد ، اما می توانید برای محافظت خود چندین کار انجام دهید.

اول،اعتراف کنید که مشکل دارید. در فرهنگ سودجوی ما ، انکار اعتیاد کار آسان است. شما باید قبول کنید که برای تعادل کار و زندگی سالم ، در یک جهت بیش از حد کار می کنید.

بعدی، به دنبال این دلایل اصلی ، به راحتی به خود دروغ می گوید که شما فقط سخت کار می کنید تا به یک پروژه در یک مهلت زمانی بپردازید. صادق باشید ، اگر این کمک کننده است ، سعی کنید که مقاصد خود را شناسایی کنید . آنها انگیزه های معمولا ناخودآگاه هستند برای آنچه که انجام داده اید.

به عنوان مثال ممکن است تصور کنید در حال کسب فرصت هستید اما نیت درونی شما می تواند یک احساس تردید ، سندروم محرومیت، ترس اساسی از شکست یا کمال گرایی باشد. درک آنچه که به شما انگیزه می دهد و باعث می شود که شما یک معتاد کار باشید می تواند در برداشتن قدم بعدی به شما کمک کند .

و در آخر، یک الگو بسازید و از آن پیروی کنید. این به معنای برنامه ریزی ساعت کاری خاص است . در یک زمان بر روی یک چیز تمرکز کنید نه چند وظیفه. یادگیری اولویت بندی برای بی نظمی وظایف که یکی پس از دیگری می آیند و یا اینکه برای کار خود حد و مرز مشخص کنید تا یاد بگیرید که چگونه آن را قطع کنید.

ما مداوم کار نمی کردیم ( پس چرا باید اینگونه باشیم)

بیشتر به زندگی بپردازید تا کار. با وقت دادن به خود و قطع کردن کار ، خود را به یک کارمند معتاد تبدیل نکنید. در حقیقت افراد فعال کمتر کار می کنند و اوقات فراغت بیشتری به خود می دهند. اگر خودتان را درگیر کارهایتان می کنید ، به یاد داشته باشید که نمی توانید همه کارها را انجام دهید. یک دقیقه وقت بگذارید و علت اعتیاد کار را در خود بیابید. سپس کار کنید و فضایی برای یک زندگی شاد و متعادل مورد نیازتان را ایجاد کنید.

منبع fastcompany

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.