Ultimate magazine theme for WordPress.

10 مهارت ضروری برای تبدیل شدن به یک مدیر و سرپرست تیم موفق

10 مهارت ضروری برای تبدیل شدن به یک مدیر و سرپرست تیم موفق

10 مهارت ضروری : یک بحث قدیمی وجود دارد که آیا رهبران خوب متولد می شوند یا ساخته می شوند. اگرچه امروز راجع به این موضوع بحث نخواهیم کرد! می توان گفت که حتی اگر شما رهبر متولد نشوید، مجموعه ای از مهارت ها وجود دارند که برای تبدیل شدن به یک سرپرست تیم موفق می توانید از آن ها استفاده کنید.
تفاوت بین یک رییس و یک سرپرست
واژه رئیس و سرپرست اغلب اوقات بارها مورد استفاده قرار می گیرند. معنی این دو واژه باهم، همپوشانی زیادی دارد. اما تفاوت های ظریفی بین آن ها وجود دارد، مهم ترین آن این است که تقریبا هر کسی می تواند یک رئیس باشد، اما سرپرست بودن از آن سخت تر است .
برخی از تفاوت های بین یک رییس و یک سرپرست:
یک رئیس کار را مدیریت می کند، و یک سرپرست به تیمش الهام می بخشد. یک رئیس، کارها را تعیین و برای تیم هایش وظیفه مشخص می کند و به پروسه انجام کار نظارت دارد و نتایج را ارزیابی می نماید. یک سرپرست برای رسیدن به هدف و همینطور سازمان دهی و الهام بخشیدن به اعضای تیم نقش موثری دارد.

زندگی ثروتمندان جهان , داشتن زندگی , خواب ، خوراک و بدنی سالم

یک رئیس همواره یک پاسخ دارد، یک سرپرست همیشه به دنبال یک راه حل است – بخشی از سرپرستی ، آموزش دادن به اعضای تیم است. که نه تنها موجب همبستگی در تیم می شود، بلکه یک راه عالی برای ساختن مهارت های حل مسئله کارکنان و افزایش کارایی آنها است.
یک رئیس بر ارزش ها نظارت دارد، اما سرپرست این ارزش ها را ایجاد می کند – هر کارمند نیاز به فراهم آوردن ارزش برای سازمان است ، و ارزش ها بهتر است که برای کارمندان اهمیت بیشتری داشته باشند. یک سرپرست خوب قادر به شناخت مهارت های منحصر به فرد اعضای تیم خود و استفاده از توانایی و مهارت های آنها در راهی است که استعدادهای خود را به نفع شرکت به حداکثر مقدار ممکن برسانند.
درست است که اینجا تنها به بخش کوچکی از تفاوت های بین رییس و سرپرست اشاره کردیم، اما شما از این مطالب ایده خواهید گرفت. حالا به برخی از تکنیک هایی که برای تبدیل شدن به یک سرپرست تیم موفق نیاز دارید، اشاره خواهیم کرد.
10 مهارت ضروری برای تبدیل شدن به یک مدیر و سرپرست تیم موفق
اعتماد به نفس( نه غرور!)
کارکنان به طور طبیعی به سرپرستانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند جذب می شوند. داشتن اهداف واضح و هم سو، به منظور دستیابی به اهداف برای یک سرپرست موفق بسیار اهمیت دارد.
فقط مراقب باشید که اعتماد به نفس شما به غرور تبدیل نشود!!
به خلبان یک هواپیما فکر کنید. برای پرواز از نقطه A به نقطه B، یک خلبان نیاز به اطمینان و اعتماد به نفس در مورد مسیر انتخاب شده دارد. بنابراین باید از توانایی به پرواز در آوردن هواپیما و شایستگی خدمه مطمئن باشد. این خلبان اعتماد به نفس را الهام می نماید و اکثر ما تمایل به داشتن چنین پروازی را داریم. اگر با این حال، این خلبان تنها با یک ایده مبهم از جایی که در آن هستند، بدون هیچ برنامه ریزی قبلی مسیری را انتخاب کند، نشان دهنده ی اعتماد به نفس نیست و تعداد خیلی کمی از خدمه هواپیما مایل به پیروی از این کاپیتان هستند.
قاطعیت
سرپرستان به موقع تصمیم می گیرند. تصمیم نگرفتن در زمان مشخص، تنها باعث می شود که وضعیت به سویی جهت پیدا کند که پاسخ راه حل نهایتا از طریق محیط به شما دیکته شود. اجازه دادن به اتفاق افتادن چنین مسئله ای کاملا مخالف عادت های یک سرپرست مقتدر است و مسلما هیچ کس تمایل به دنبال کردن چنین سرپرستی را ندارد.
سازماندهی
یک سرپرست تیم خوب تشخیص می دهد که تمام منابع محدود هستند. این موضوع شامل سرمایه مالی، سرمایه انسانی و همچنین زمان است. او قادر به سازماندهی و اولویت بندی هر یک از این موارد است به طوری که هدر دادن به حداقل برسد و انجام این حرکت برای یک سرپرست موفق ضروری است.
نکته: سیستم های استخدامی برای بهینه سازی بهره وری تا آنجا که امکان دارد باید در دسترس و به روز باشند. یک سیستم استاندارد تعامل با ایمیل، فرم ها، مدیریت زمان و هر چیز دیگری که می توانید برای بهینه سازی آن داشته باشید.
بدون سازماندهی ، بسیاری از تصمیمات مهم به بعد موکول خواهند شد.
مذاکره
این که می تواند کار را به خوبی توضیح و توصیف کند یا خیر، تقریبا هر سرپرست تیم باید بتواند یک مذاکره کننده ی خوب باشد.
اختلافات و درگیری ناگزیر در تیم شما بوجود خواهد آمد. هنگامی که این اتفاق می افتد، شما باید تمایل به حل این اختلافات داشته باشید و هماهنگی بین اعضای گروه را دوباره بازگردانید.
همیشه به خاطر داشته باشید که هنگام برخورد با شخصیت های مختلف، تنها ادراک شما اهمیت دارد. شما ممکن است یک شخص را به عنوان فردی منطقی و شخص دیگر را به عنوان یک شخصیت احمق ببینید، اما از دید هر شخص، آنها یک چالش منطقی دارند. شما باید نه تنها مسئله را فوری حل کنید، بلکه اطمینان حاصل کنید که هر نوع تجاوز به اهداف بزرگتر تیم وجود نخواهد داشت.
با گوش دادن و تایید هر دو طرف شروع کنید، نیمی از نبرد مردم را آرام می کند که زمانی که به آن ها گوش می دهید و مسائلی که برای آن ها اهمیت دارد را جدی گرفته باشید. سپس سعی کنید با ارائه دادن دو تا سه راه حل معقول، آنها را متقاعد به پذیرفتن راه حلتان کرده باشید.
در نهایت، از آنها بخواهید که سناریویی را انتخاب کنند که هر دو آنها می توانند آن را قبول کنند. شما متوجه خواهید شد که هیچ کس چیزی را نمی خواهد، اگر احساس کند که در پیدا کردن راه حل سهیم بوده است، احتمالا بیشتر امکانش وجود دارد که به آن پایبند بماند.
نمایندگی
دانستن چطور نمایندگی کردن لزوما گزینه مناسبی برای یک سرپرست خوب نیست؛ شما باید بتوانید وظایف را بین اعضای تیم تقسیم کنید بدون آنکه آنها را به طور خیلی جزیی مدیریت کنید.
برای تبدیل شدن به یک نماینده موثر، ابتدا باید درک درستی از دامنه و زمان پروژه داشته باشید. شما همچنین نیاز به داشتن درک خوبی از مجموعه مهارت های هر یک از اعضای تیم باید داشته باشید.
هنگامی که این مسائل برایتان روشن باشد، می توانید هدف را به وظایف کوچکتری تقسیم کنید که باید در یک فرایند زمانی انجام شود. پس از آن شما می توانید هر یک از وظایف را به یکی از اعضای تیم بر اساس مجموعه مهارت های فردیش اختصاص دهید.
پس از آن، یکی از وظایف شما پاسخ دادن به سوالاتی است که بوجود می آید، پروسه را نظارت کنید و تلاش کنید با متصل کردن کارهای انجام شده به هم یک محصول را به پایان برسانید. نمایندگی مناسب انجام دادن، درست ترین شکل مدیریت است.
6. اولویت بندی
اولویت بندی خوب یک مهارت کارآمد است بخصوص برای بهینه سازی زمان، تلاش و منابع تیم ضروری است.
در نقش سرپرست تیم، شما باید بتوانید وظایفی را که مهمتر و حساس تر نسبت به زمان هستند برای موفقیت پروژه اولویت بندی کنید. از نقطه نظر صاحب بیزینس، شما نیاز به اولویت بندی آنچه دارید که شخصا می خواهید انجام دهید.
در فعالیت های من، تمام تلاش های من برای فعالیت هایی است که باعث افزایش فروش و درآمد شرکت خواهد شد. من وقت خود را برای بازاریابی، شبکه سازی و ترویج کسب و کار صرف می کنم. هر چیزی که من را از این فعالیت ها دور می کند، باید توسط کارمند دیگری انجام شود یا آن را به یک متخصص منتقل می کنم.
7. انگیزه
یک سرپرست خوب بدان معنی است که چگونه به گروه و افراد گروه خود انگیزه دهد. با استفاده از تکنیک هایی مانند تمرینات خارج از محوطه کار برای اعضای تیم می توان انسجام گروهی و مهارت های حل مسئله را افزایش داد. اینها چیزهایی هستند که هنگام کار در یک محیط گروهی انجام دادن آن ها ضروری است.
در حالی که اجرای فعالیت های تیمی خوب خارج از محوطه کار ضروری است، اما کافی نیست. شما باید بدانید که چگونه به اعضای تیم خود انگیزه دهید. هر کس انگیزه ی لازم برای انجام کارها ی مربوط به خود را دارد.
بعضی از آنها با پول انگیزه می گیرند، بنابراین در پایان می توان برای آن ها یک پاداش در نظر گرفت و اگر نه، اطمینان حاصل کنید که آنها درک کرده اند که عملکرد آنها در طی سال بررسی و مورد توجه قرار می گیرد.برخی از افراد (به ویژه والدین) ممکن است با داشتن یک برنامه انعطاف پذیر تر، انگیزه ی بیشتری داشته باشند. آیا می توانید به آن ها در زمان کاریشان که روز جمعه بعد از ظهر است مرخصی دهید اگر آن ها یک ساعت زودتر صبح روز دوشنبه تا پنجشنبه را بیایند. (یا یک ساعت دیرتر کار را ترک کنند).
برخی از افراد از ترس عواقب وقایع انگیزه پیدا می کنند. و در حالی که مردم به طور مداوم تهدید می شوند که کارشان را ممکن است از دست بدهند و کارشان کوتاه مدت است هیچ راهی برای انگیزه داشتن آن ها در دراز مدت وجود نخواهد داشت زیرا می دانند که کارشان را نهایتا از دست خواهند داد. اما این بدان معنا نیست که ترس از عواقب ناشی از شکست ها و یا عملکرد ضعیف نباید وجود داشته باشد.
به عنوان سرپرست تیم، شما ریش و قیچی را در دست دارید.
8.حفظ آرامش
هر تلاشی که هنگام گرفتار شدن در موانع و مشکلاتی که گاهی قابل پیش بینی و گاهی غیرقابل پیش بینی هستند، انجام میگیرد نیاز به هماهنگی و همکاری گروهی دارد. هنگامی که این مسائل بوجود می آیند، یک سرپرست خوب برای پیدا کردن راه حل ها تمرکز خواهد کرد، نه اینکه بر روی بزرگ بودن مشکل تمرکز کند. این ویژگی را به طور طبیعی اکثر مردم ندارند، اما این چیزی است که انجام شدنی است و باید آموخته شود.
من شخصا این مهارت را وقتی خلبان شدم یاد گرفتم. اول از همه، به عنوان خلبان به شما خواهند گفت، اگر شما در معرض مشکل در هنگام پرواز با هواپیما قرار گرفتید، بدترین عکس العملی که می توانید انجام دهید، وحشت کردن است. هیچ کس نمی تواند تصمیم های درست و معقولی در هنگام وحشت کردن و استرس داشتن بگیرد.
مهم این است که قبل از اینکه کاری را انجام دهید توانایی آرامش داشتن را داشته باشید تا بتوانید تمام اطلاعات موجود در مورد مشکل پیش رو را جمع کنید، قبل از اینکه همه چیز از بد به بدتر تبدیل شود. فقط زمانی که شما در مورد حقیقت و علت اصلی مشکل اطلاعات دارید و به آن آگاه هستید، می توانید آن را به درستی پاسخ دهید. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد بیشتر تصادفات هواپیما به خاطر خطای خلبان انجام می شود.پس اجازه ندهید یک همچین اشتباهی پروژه شما را خراب کند.
9. تشویق به خلاقیت
این مورد تنها با داشتن مهارت خوب گوش دادن انجام می شود. یک سرپرست خوب، به همان اندازه که تیم را هدایت می کند، به تیم خود گوش می دهد.برگزاری جلسات منظمی که اعضای تیم میتوانند درمورد مسائل و موضوعاتی که در اختیار دارند بحث کنند، راهی عالی برای ایجاد انسجام است، اما این امر همچنین موجب آشفتگی های فکری نیز برای حل مشکلات می شود.به عنوان یک سرپرست تیم، شما باید یک پیش فرضها و قانون هایی را از قبل آماده داشته باشید که بتوانید این جلسات را مدیریت کنید.
اجازه به مطرح کردن ایده های احمقانه ندهید – جلسات فکری و ذهنی به خاطر طبیعتشان نیاز به تلاش خلاقانه دارند.
از ایده های دیگران انتقاد نکنید – یک جلسه فکری لزوما جلسه ای نیست که بگوید یک ایده خوب است یا خیر. در واقع، شما باید اعضا را تشویق کنید تا به مفاهیم عجیب و غریب یا بعید غلبه کنند. پس از همه این ها، راهی است که به مسیری هدایت می کند که چطور پیشرفت های صنعتی ایجاد شده اند و یا تغییر کرده اند.
بر پایه ایده های دیگران راه بسازید – این مرحله جایی است که تیم را تشویق به ساختن ایده می کنید و سپس به پرو بال دادن به ایده های خلاق می پردازید. بسیار این اتفاق رایج است که ایده یک شخص باعث ایجاد ایده دیگری (یا حتی بهتر) می شود. و این همان چیزی است که ما انتظارش را داریم.
10. یکپارچگی
هیچ کس نمی تواند بدون یکپارچگی سرپرستی موثر باشد. زمان زیادی نمی برد که کارکنان اطمینانشان را به یک سرپرست از دست می دهند زمانی که در می یابند تیم شان متحد نیست و یا سرپرست آن ها نمی تواند خواسته هایشان را برطرف کند و یا اعضای تیم را به خاطر اشتباهاتشان سرزنش می کنند.
این نوع از سرپرستان متاسفانه به سرعت در حال زیاد شدن هستند. آنها دیگر خود را عضوی از یک گروه نمی دانند و اینگونه اطمینان به آن ها به سرعت از دست می رود و هنگامی که این اتفاق می افتد، آنها دیگر الهام بخش اعضای گروه نیستند و به همین علت تیم دیگر از آن ها پیروی نمی کند و تنها ابزاری که دارند ابزار ترس و ارعاب است.
بدیهی است، این نوع سرپرستی ها شاید بتواند در کوتاه مدت جواب دهد اما یک استراتژی کارآمد در طولانی مدت نخواهد بود.
برای جلوگیری از این اتفاق، شما باید توانایی گوش دادن به اعضای گروه خود را داشته باشید و همینطور در مواقعی که احتیاج به مشاوره دارند، به آن ها مشاوره دهید و با الهام بخش بودن برای تیمتان به آن ها اطمینان دهید که به آن ها اهمیت می دهید. وقتی که مرتکب اشتباه می شوند آن ها را ببخشید و آن ها را سرکوب نکنید.
اگر این روش ها را به کار ببرید، الهام بخش اعضای تیم خود خواهید بود و آن ها با رضایت قلبی و بدون هیچ ترس و وحشتی از شما پیروی خواهند کرد.

کلام آخر
ما در مورد آنچه که لازم است برای یک سرپرست موفق بودن انجام داد صحبت کردیم. اما چرا الهام بخش بودن یک سرپرست برای اعضای تیم اهمیت دارد و چرا باید آن ها بخاطر اطمینان به سرپرست از آن پیروی کنند و نه بخاطر ترس و وحشتشان؟ پس از همه این حرف ها، ما همه رهبران شناخته شده ای را می شناسیم که با استفاده از تکنیک ایجاد ترس و ارعاب موفق شده اند، پس الهام بخش بودن برای اعضای تیم چه اهمیتی دارد؟ من فکر می کنم که این پاسخ سه زیرشاخه دارد:
اولا که برای سازمان بهتر است. هم از نظر کیفیت نتیجه نهایی پروژه ها و هم هزینه های مالی برای شرکت. به خوبی ثابت شده است که کارکنانی که در سازمان احساس راحتی می کنند، بسیار کارآمدتر از کسانی هستند که این احساس را ندارند. اگر کارکنان خوشحال و راضی باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که در همین شرکت بمانند. حفظ کارکنان خوب می تواند یک متد صرفه جویی در هزینه ها باشد.
ثانیا برای کارکنان بهتر است. رضایت شغلی کارمندان را دست کم نگیرید. چیزهایی مانند لذت بردن آن ها از شغلشان، داشتن رابطه خوب با همکاران در محیط کار خیلی به روحیه شان کمک می کند. اغلب کارکنان رضایت شغلی را رضایت نسبت به مسائل مالی می دانند و به همین علت در شرکت می مانند.
برای شما بعنوان سرپرست بهتر است. قبلا ذکر شد که ابزار ترس و ارعاب تنها در کوتاه مدت جواب می دهد. و به همین دلیل اگر دنبال یک استراتژی در طولانی مدت هستید باید رضایت و اطمینان کارکنان را جذب کنید. بعنوان سرپرست تیم نهایتا شما هستید که مسئول محصول و یا پروژه ای هستید که اعضای تیمتان ارائه می دهند. بنابراین مطمئن شوید که اعضای تیمتان تمام تلاششان را کرده اند.

منبع lifehack

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.